کتاب بزرگان
هر چه میخواهد دل تنگت بگو
نويسندگان

برگرفته از سایت نستوه

 

جان عشاق

شاهکاری با صدای شجریان، آهنگ از مشکاتیان، تنظیم از درویشی، شعر از حافظ

 پنهان چو دل

کاری بسیار قوی با صدای حمیدرضا نوربخش، آهنگ و تنظیم و اجرا از پورناظری ها و گروه شمس، شعر از مولانا. این اثر به نظر من بصورت بالقوه این قابلیت رو داره که ماندگار بشه...

 یاد تو

با صدای جلال الدین منبری، شعر از سعدی و آهنگ از محمد سریر؛ فکر میکنم این شاهکار توی ذهن و حافظه ی موسیقیایی همه ی ایرانی ها ثبت شده...

 لالایی

با صدای دریا دادور

 چشم نرگس

با صدای شجریان، تنظیم از مرحوم پایور، شعر و آهنگ منسوب به شیدا

سرود آفتابکاران

از آلبوم شراره های آفتاب، اجرای سال 1349 به مناسبت واقعه ی
سیاهکل، آلبوم شراره های آفتاب بعد از انقلاب 57 به طور وسیعی پخش شد، اما همون موقع داشتن و شنیدنش توی زمان خفقان نخست وزیری موسوی، جرم به حساب میومد و حبس و شکنجه داشت... اونوقت در کمال وقاحت همون شخص برای تهیج جوونها همین آهنگ رو بهار 88 به عنوان حربه ی تبلیغاتیش به کار برد...

 قاصدک

اثر توقیف شده ی
شجریان، به همراه سنتور مشکاتیان و شعر اخوان ثالث. (این اثر متاسفانه سالهاست
اجازه ی انتشار پیدا نمی کنه)

 مگه نه

یکی از کارای نادر و کمیاب شجریان. با آهنگی از عطاالله خرم. شعر از بیژن سمندر.

 شبانه 2

با صدای مرحوم فرهاد مهراد، آهنگ از اسفندیار منفرد زاده، شعر از احمد شاملو.

 هوای گریه

با صدای همایون شجریان، آهنگ از محمدجواد ضرابیان، شعر از بانو سیمین بهبهانی.

 زمستان

دکلمه ی شعر زمستان با صدای مرحوم اخوان ثالث.

 شیر علی مردون

کاری از گروه کر، سرپرست ملیحه سعیدی.

 پریدخت

با صدای سالار عقیلی، شعر از اهورا ایمان، آهنگ از آریا عظیمی نژاد.

 یار دبستانی

با صدای مرحوم فریدون فروغی و آهنگ و شعر منصور تهرانی.

 با من صنما (مطرب دل)

کارعمل با من صنما با صدای شجریان پدر و شجریان پسر. نوازندگان همراه حسین علیزاده و کیهان کلهر.

 موسم گل

با صدای مرحوم ایرج بسطامی، آهنگ از شاهکارهای موسی خان معروفی، شعر از وحید دستگردی.

 اشک مهتاب

از کارهای لطیف و ماندگار محمد رضا شجریان، آهنگ از حسن یوسف زمانی و شعر از سیاوش کسرایی.

 گلچهره

نسخه ی کامل گلچهره، با صدای شجریان پدر، آهنگ از حسین علیزاده برای فیلم دلشدگان از علی حاتمی. شعر از زنده یاد علی حاتمی. بسیار لطیف و زیباااا...

 ملاقات با دوزخیان، کعبه

با صدای همای.
بعضی از شعرهای همای قشنگن. این شعرش جزو همون هاس که مو رو به تن آدم سیخ میکنه.

 آهنگ جام جهانی 90 ایتالیا

آهنگ خاطره ساز جام جهانی نود ایتالیا، یاد بچگی به خیر.

 بارون

از آلبوم شاهکارشب سکوت کویر. همه چیز این قطعه در حد نهایتشه... نوازنده ها، میکس صدا، شعر، آهنگ و تنظیم کلهر و در نهایت هنر آوازی شجریان... واقعا آرام بخشه...

 ملودی میخوام برم کوه

با صدای دریا دادور

 دولت عشق

شاهکار بسیار بسیار بسیار لطیف با صدای شجریان. آهنگ از مرحوم حسن یوسف زمانی، شعر از حافظ. به همراهی ارکستر بزرگ سمفونیک با محوریت سازهای ایرانی. آهنگ زیبا، تنظیم زیبا، صدا زیبا، شعر هم زیبا.

 

[ چهارشنبه ٤ آبان ۱۳٩٠ ] [ ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

ذره ای حقیقت پشت هر "فقط یه شوخی بود"
کمی کنجکاوی پشت "همینطوری پرسیدم"
قدری احساسات پشت "به من چه اصلا... "
مقداری خرد پشت "چه میدونم"
واندکی درد پشت "اشکال نداره" وجود دارد

[ سه‌شنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸٩ ] [ ٥:۱۳ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]
زندگی زیباست زشتی ‌های آن تقصیر ماست

 در مسیرش هرچه نازیباست آن تدبیر ماست

زندگی آب روانی است روان می‌گذرد..........

آنچه تقدیر من و توست همان می ‌گذرد

[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ٤:۱۸ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،
پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،
بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،
بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
او می گشاید
او که به لطف و صفای خویش،
گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت.
توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
چون سینه جای گوهر یکتای راستیست،
زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
مائیم
ما که طعنه زاهد شنیده ایم،
مائیم
ما که جامه تقوی دریده ایم؛
زیرا درون جامه بجز پیکر فریب،
زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
آن آتشی که در دل ما شعله می کشید،
گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما که سوخته ایم از شرار عشق،
نام گناهکاره رسوا! نداده بود.
بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
در گوش هم حکایت عشق مدام! ما.
“هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است در جریده عالم دوام ما

[ یکشنبه ٢۸ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٠۸ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

 چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟!

 دوره ی ارزانی ست 

 شرافت ارزان

 تن عریان ارزان

و دروغ از همه چیز ارزانتر

 آبرو قیمت یک تکه نان

 و چه تخفیف بزرگی خورده است...

قیمت هر انسان...

[ شنبه ٢٧ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

 

فکر و ذکرمان شده کسب آبرو ، چه آبرویی؟!

مملکت رو تعطیل کنید، دارالایتام دایرکنید درست تره

مردم نان شب ندارند، قحطی است، مرض بیدادمی کند، نفوس حقُ النَفَس می دهند.

میرغضب بیشتر داریم تا سلمانی،

سر بریدن از ختنه سهل تر.

ریخت مردم از آدمیزاد برگشته،

سالَک بر پیشانی همه مهر نکبت زده،

چشم ها خمارِِ از تَراخم است،

چهره ها تکیده از تریاک.

خلق خدا به چه روزی افتادند ، از تدبیر ما.

دلال، فاحشه، لوطی، لَلِه، قاپ باز، کف زن، رمال، معرکه گیر،

گدایی که خود شغلی است.

مملکت عنقریب قطعه قطعه می شود !

 و خلاصه مهم تر از همه این که:

" باران رحمت از دولتی سرِ قبله ى عالم است ، سیل و زلزله از معصیت مردم".

             

روحت شاد حاتمى. هر چى خاک توئه، عمر انتظامى باشه.

 سکانس  قربونى کردن گوسفند فیلم حاجى واشنگتن

مرحوم حاتمى با بازی عزت الله انتظامی

دانلود

                               

[ یکشنبه ۱٤ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

 

کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.

. کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.  

. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.

. کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.

. کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.

. کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.

. کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.  

. کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.

. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.

. کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.

. کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ می گوید زن و شوهر است.

. کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.  

. کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.

. کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.  

. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.

. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند دیوانه است.

[ شنبه ۱۳ آذر ۱۳۸٩ ] [ ۱:٥۸ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

قربانت شوم

الساعه که در ایوان منزل با همشیره‌ی همایونی به شکستن لبه‌ی نان مشغولم، خبر رسید که شاهزاده موثق‌الدوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده‌بودم به توصیه‌ی عمه‌ی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان رانده‌اید. فرستادم او را تحت‌الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره‌ی امور مملکت به توصیه‌ی عمه و خاله نمی‌شود.

[ دوشنبه ٢٤ آبان ۱۳۸٩ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

امروز استاد 70 ساله شدند.

 

باز آمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم
 وین چرخ مردم خوار را چنگال و دندان بشکنم

هفت اختر بی آب را کاین خاکیان را می خورند
هم آب بر آتش زنم هم باده‌هاشان بشکنم

از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من
تا جغد طوطی‌خوار را در دیر ویران بشکنم

زآغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم
بشکسته بادا پشت جان گر عهد و پیمان بشکنم

امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم
تا گردن گردن کشان در پیش سلطان بشکنم

روزی دو٬ باغ طاغیـان گر سبـز بینی غم مخور
چـون اصلهای بیخشان از راه پنـهان بشکنم

من نـشکنم ٬ جـز جـور را٬ یا ظـالم بد غــور را
گـر ذره ای دارد نمـک گـبـرم اگـر آن بشکنم

هر جـا یکـی گویـی بود چوگان وحدت وی برد
گویی که میدان نسپرد در زخم چوگان بشکنم

گشتـم مقیـم بزم او٬ چون لطف دیدم عزم او
گشتم حقیر راه او تا ساق شیـطان بشکنم

چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم
گر در ترازویم نهی می دان که میزان بشکنم

چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی
پس تو ندانی اینقدر کین بشکنم٬ آن بشکنم

گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می
دربان اگر دستم کشد من دست دربان بشکنم

امروز سرمست آمدم تا دیر را ویران کنم
گرز فریدونی کشم ضحاک را سر بشکنم

این بار سرمست آمدم تا جام و ساغر بشکنم
ساقی و مطرب هردو را من کاسه سر بشکنم

گر کژ بسویم بنگرد گوش فلک را بر کنم
گر طعنه بر جانم زند دندان اختر بشکنم

چون رو به معراج آورم از هفت کشور بگذرم
چون پای بر گردون نهم نه چرخ و چنبر بشکنم

گر محتسب جوید مرا تا در رهی کوبد مرا
من دست و پایش در زمان با فرق و دندان بشکنم

گر شمس تبریزی مرا گوید که هی آهسته شو
گویم که من دیوانه ام این بشکنم آن بشکنم

دانلود ویدئوی کنسرت استاد شجریان

 

[ پنجشنبه ۱ مهر ۱۳۸٩ ] [ ۱٢:۳۱ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

دکلمه زیبای آیدا از اشعار زنده یاد احمد شاملو

با وجود اینکه کمتر از یک ماهه که این آلبوم منتشر شده ولی متاسفانه بیشتر لینکهای دانلودش فیلتر شده.

با حجم 44 مگا بایت دانلود کنید    

 

[ پنجشنبه ٤ شهریور ۱۳۸٩ ] [ ۱:۱۳ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

یادش به خیر

اهواز،فلکه پاداد،خوابگاه شهدا دانشگاه شهید چمران ،اتاق 306 بودیم و مرحوم شاکر قائدی اتاق 206

گوش دادن به  صدای گرم شاکر یکی از دلمشغولی های شبانه مان بود.

امسال شاکر را از دست دادیم ولی صدای گرمش مانع از فراموش شدن یادش از ذهنمان می شود.

آهنگ اخراجی رو که مدت کوتاهی قبل از تصادفش خونده بود برای دانلود قرار میدم

انگار خودش هم میدونست که رفتنیه چون اهنگ رو با<<شنیدم ارزوی مرگمو داری>> شروع کرده

روحش شاد

دانلود

[ دوشنبه ٩ فروردین ۱۳۸٩ ] [ ٩:٥٦ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

دانشجویان عزیز می توانند جزوه  کارگاه شبکه محلی  راازلینک زیر دانلود کرده ویا با مراجعه به  کوچه هنرستان ،روبر.ی پاساژ کفش ملی تهیه نمایند.

دانلود

[ چهارشنبه ٢٥ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٤٩ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

دکلمه ای زیبا از مرحوم خسرو شکیبایی

از سایت امید٢٠

حجم ۶ مگابایت

 

 

دانلود

[ یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٠۸ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

اگر روزی دشمن پیدا کردی، بدان در رسیدن به هدفت موفق بودی!
اگر روزی تهدیدت کردند، بدان در برابرت ناتوانند!
اگر روزی خیانت دیدی، بدان قیمتت بالاست!
اگر روزی ترکت کردند، بدان با تو بودن لیاقت می خواهد.

 

[ چهارشنبه ٢٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۸:٥٥ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

   از مرگ هراسم نیست

" من از زندگی می ترسم که ناگاه به انتها می رسد "

من تشنه ترین احساسم زمانی است که سنگ قبرم را می شویند

و سهم من " تنها شنیدن صدای آب است

[ یکشنبه ۱٢ مهر ۱۳۸۸ ] [ ٩:۳٦ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

فریدون مشیری آسمان کبود

 

بهارم دخترم از خواب برخیز،
شکر خندی بزن شوری برانگیز.
گل اقبال من ای غنچه ناز ،
بهار آمد تو هم با او بیامیز .
بهارم دخترم آغوش وا کن ،
که از هر گوشه گل آغوش وا کرد .
زمستان ملال انگیز بگذشت ،
بهاران خنده بر لب آشنا کرد .
بهارم دخترم صحرا هیاهوست ،
چمن زیر پر و بال پرستوست .
کبود آسمان همرنگ دریاست ،
کبود چشم تو زیبا تر از اوست .
بهارم دخترم نو روز آمد ،
تبسم بر رخ مردم کند گل .
تماشا کن تبسم های او را ،
تبسم کن که خود را گم کند گل .
بهارم دخترم دست طبیعت ،
اگر از ابرها گوهر ببارد ،
وگر از هر گلش جوشد بهاری ،
بهاری از تو زیبا تر نیارد .
بهارم دخترم چون خنده صبح ،
امیدی می دمد در خنده تو،
به چشم خویشتن می بینم از دور ،
بهار دلکش آینده تو .

[ جمعه ۳ مهر ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۳۱ ‎ق.ظ ] [ کاوه علمداری ]

بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود، اهل زمین نبود نمازش شکسته بود
برسنگ قبر من بنویسید شیشه بود،تنها از این نظر که سراپا شکسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود،چشمان او که دائماً از اشک شسته بود
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت، عمری برای هر تیشه و تبر دسته بود
بر سنگ قبر من بنویسیدکل عمر، پشت دری که باز نمی شد نشسته بود

[ یکشنبه ۱۸ امرداد ۱۳۸۸ ] [ ۱۱:۱٦ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

کودک همیشه می تواند به آدم بزرگ ۳ چیز بیاموزد:بی دلیل شاد بودن، همیشه مشغول کاری بودن و اعلام خواسته ی خویش با تمام قوا

[ دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٥ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.
اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.
اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.
اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند

[ دوشنبه ٢٢ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱:٠٠ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]

یک شب ز ماورای سیاهی ها
چون اختری بسوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم

سرتا بپا حرارت و سرمستی
چون روزهای دلکش تابستان
پرمیکنم برای تو دامان را
از لاله های وحشی کوهستان

یک شب ز حلقه که به در کوبم
در کنج سینه قلب تو می لرزد
چون در گشوده شد تن من بی تاب
در بازوان گرم تو می لغزد

دیگر در آن دقایق مستی بخش
در چشم من گریز نخواهی دید
چون کودکان نگاه خموشم را
با شرم در ستیز نخواهی دید

یکشب چو نام من به زبان آری
می خوانمت به عالم رویایی
بر موجهای یاد تو می رقصم
چون دختران وحشی دریایی

یکشب لبان تشنه من با شوق
در آتش لبان تو میسوزد
چشمان من امید نگاهش را
بر گردش نگاه تو میدوزد

از زهره آن الهه افسونگر
رسم و طریق عشق می آموزم
یکشب چو نوری از دل تاریکی
در کلبه ات شراره میافروزم

آه ای دو چشم خیره به ره مانده
آری منم که سوی تو می آیم
بر بال بادهای جهان پیما
شادان به جستجوی تو می آیم

 

[ جمعه ۱٩ تیر ۱۳۸۸ ] [ ۱٢:۱٤ ‎ب.ظ ] [ کاوه علمداری ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

مهندس کامپیوتر-نرم افزار . دانشجوی ارشد مهندسی صنایع سیستم و بهره وری-تا 12مهر86 اسمم ایمان بود-
موضوعات وب
لینک های مفید

امکانات وب
RSS Feed

با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده

بهترین کدها و بهترین دانلودها در مینوس